ميرزا محمد حيدر دوغلات
457
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اين بود . بعد از آن سيد محمد ميرزا خلوت ساخته به ميرولى حكايات گفت ، آن معلوم نشد كه چيست ، چون ميرولى بعد از واقعه توتلوق پيش ميرزا ابابكر آمد ، ميرزا ابابكر پرسيد كه در خلوت ، سيد محمد ميرزا به تو چه گفت ؟ ميرولى آنچه عمّم گفته بود گفت . ميرزا ابابكر گفت كه همين سخنان را در پيش جمع گفته است ، براى تكرار اين ، خلوت ساختن وجهى ندارد . اين مقدار گفت چيزى ظاهر نساخت ، به همين مقدار از ميرولى متوهم شد كه آنچه در خفيه سيد محمد به وى گفته است آن را به من نگفت . تواند بود كه به سيد محمد اتفاق نموده در پى اختلال كار من شده باشد . ميرولى را به توابع « 1 » گرفت . ميرولى را در قازيق انداخت مع برادران و بعضى را اخته كرد و آن جمع به اين مقدار گناه كه چرا با سيد محمد خلوت كردهاند همه را ناچيز ساخته و هر كدامى را به انواع عذاب و عقاب مبتلا گردانيد . نظم : چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار قضا چون ز گردون فروهشته پر * همه عاقلان كور گشتند و كر « 2 » اين امر يكى از نكبات ميرزا ابابكر شد . ديگر شاهدانه كوكلداش كه امور ملك و رعيت و خزاين و جمعيت در عهده وى بود نيز در مهمات خود كمال اجتهاد را به ظهور رسانيد [ ه ] بود چنان كه چندان گوسفند سامان نموده بود كه از حد حساب وعد نصاب گذشته بود . وقتى كه فتح كاشغر شد ، بنده از جهت ( 210 پ ) صغر سن در پى سامان كارى نمىتوانست شد . از اين جهت هيچ سعى در تحصيل اولجه و غنيمت نكردم . بى از زيادتى سعى ، پانزده هزار گوسفند به من رسيد . غالبا در آن وقت از من كم اولجهتر كسى نبود . به مال ميرزا ابابكر چه از مردم لشكرى كه همراه خان بودند و چه لشكريان ميرزا ابابكر و چه از رعيّت ولايت كاشغر همه در اخذ ياخذ مال ميرزا ابابكر يكسان بودند . از اين قياس توان كرد كه چه مقدار بوده باشد . همچنين از جمع بهايم و مواشى و زراعات و خزاين كه فى الجمله به شرح آمده و خواهد آمد آن مقدار بود كه عقل از قبول آنكه اين
--> ( 1 ) . نگ : - به توابع . ( 2 ) . نگ : - نظم چو تيره شود . . . كر .